اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

407

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

مهدى بانان مىداد ، همه را قطع كرد و به اطراف و اكناف نوشت كه آنان را تعقيب كرده نزد وى فرستند ، پس چون بيم آنان به سختى كشيد و بسيارى بتعقيبشان برخاستند و تحريك ( مردم ) عليه ايشان بسيار شد ، شيعه و جز آنان دست بدامن حسين بن على بن حسن بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب شدند و او روشى پسنديده داشت و با كمال و بزرگوار بود ، پس به او گفتند : اكنون تو مرد خاندان خودى و ترس و گرفتارى خود و خاندان و شيعيانت را مىبينى . گفت : من و خاندانم ياورانى بدست نمىآوريم تا در مقام انتقام گرفتن برآئيم . پس مردمى بسيار از كسانى كه در موسم حج حاضر بودند با وى بيعت نمودند و بانان گفت : شعار ميان ما آن باشد كه مردى فرياد كند « من رأى الجمل الأحمر » ليكن جز كمتر از پانصد نفر براى وى فراهم نيامد و آن در سال 169 پس از برگزارى موسم ( حج ) بود ، پس سليمان بن ابى جعفر و عباس بن محمد بن على و موسى بن عيسى در فخ با وى روبرو شدند و همراهانش بهزيمت رفتند و پراكنده گشتند و حسين بن على و جماعتى از خاندانش كشته شدند [ 1 ] و دايى او ادريس بن عبد الله بن حسن بن حسن بن على گريخت و رهسپار مغرب شد و بر ناحيه اى نزديك اندلس بنام فاس دست يافت و مردم آنجا بر وى همداستان شدند و بگفته مردم مغرب موسى كسى نزد وى فرستاد كه او را با زهرى در مسواك از پا در آورد [ 2 ] و پس از مرگ وى ادريس بن ادريس جاى او را گرفت و تا امروز فرزندان وى در آن ناحيه‌اند و حكومت آن سرزمين را از يك ديگر ميراث مىبرند . در حكومت ربيع بن عبد الله حارثى مولاى موسى ( هادى ، اوضاع ) يمن بهم خورد ، پس حصين بن كثير عبدى را بر سر كار فرستاد و سپس او را هم برداشت و بجاى او ايوب بن جعفر هاشمى را به كار گماشت ، سپس ربيع بن عبد الله حارثى

--> [ 1 ] ر . ك . مقاتل الطالبيين ص 431 - 460 . [ 2 ] شهادت ادريس را در زمان هارون و بدستور وى نوشته‌اند . ر . ك . مقاتل الطالبيين ص 487 - 491 .